پیشبرد اقتصاد چرخشی - روغن پیرولیز تایر در نقطه عطف قانونی
سیاست، بازار روغن پیرولیز تایر (TPO) را تقویت میکند
هر ساله بیش از یک میلیارد لاستیک در سراسر جهان به پایان عمر خود میرسند. بسیاری از این لاستیکهای دور ریخته شده هنوز در محلهای دفن زباله جمع میشوند یا برای کسب انرژی یکباره سوزانده میشوند و باعث ایجاد آلودگی و هدر رفتن مواد ارزشمند میشوند. پیرولیز لاستیک، نوعی بازیافت شیمیایی، لاستیکهای فرسوده (ELT) را به محصولات مفیدی مانند نفت (TPO)، گاز و کربن سیاه بازیافتی (rCB) تجزیه میکند. در سراسر جهان - و به ویژه در اروپا و ایالات متحده - چارچوبهای قانونی در حال تکامل، روغن پیرولیز مشتق شده از لاستیک (TPO) را به یک کالای استراتژیک تبدیل میکنند. قوانین و سیاستهای جدید در هر دو سوی اقیانوس اطلس شروع به برخورد با TPO به عنوان یک منبع مطلوب برای سوختها و پتروشیمیها کردهاند. این تغییر دیدگاه، موجی از سرمایهگذاری و نوآوری را در پیرولیز ELT (تایر فرسوده) به راه انداخته و آن را به عنوان یک جزء حیاتی در پازل اقتصاد چرخشی قرار میدهد.
ایالات متحده: طبقهبندی مجدد پیرولیز به عنوان تولید
در آن سوی اقیانوس اطلس، ایالات متحده نیز شاهد تغییر نظارتی است که به نفع پیرولیز تایر است، اگرچه این رویکرد با رویکرد اروپا متفاوت است. در ایالات متحده، این تغییر تا حد زیادی توسط دولتهای ایالتی هدایت شده است.
بیش از ۲۴ ایالت اکنون قوانین «بازیافت پیشرفته» را تصویب کردهاند که پیرولیز و فرآیندهای بازیافت شیمیایی مشابه را به عنوان تولید به جای دفع زباله طبقهبندی میکند.
این تغییر به ظاهر معنایی، پیامدهای عملی عظیمی دارد: به این معنی که در آن ایالتها، یک کارخانه پیرولیز تایر بیشتر شبیه یک کارخانه تنظیم میشود تا یک زبالهسوز. ممکن است صدور مجوز آسانتر شود، قوانین عملیاتی سادهتر شوند و انگ مرتبط با «سوزاندن زباله» از بین برود. در سطح فدرال، شفافسازی مشابهی در حال انجام است - آژانس حفاظت از محیط زیست ایالات متحده (EPA) در حال تلاش برای حذف صریح پیرولیز از تعریف «سوزاندن» برای اهداف نظارتی است. با ترسیم این مرز، EPA تأیید میکند که تبدیل لاستیک به نفت نوعی بازیافت است، نه صرفاً سوزاندن. این راهنمای فدرال که انتظار میرود به زودی به سیاست رسمی تبدیل شود، مشتاقانه مورد انتظار صنعت است، زیرا ابهام دیرینه را برطرف میکند و احتمالاً برخی از چالشهای قانونی مطرح شده توسط مخالفانی را که ادعا میکنند پیرولیز فقط شکل دیگری از احتراق آلاینده است، از بین میبرد.
مشوقهای بازارمحور: ظهور برنامههای LCFS در سطح ایالتی
سیاست اقلیمی یکی دیگر از بخشهای مهم پازل در ایالات متحده است. برخلاف اروپا که به دستورالعملها و تعاریف متکی است، تنظیمکنندگان آمریکایی مشوقهای مبتنی بر بازار را برای سوق دادن کفه ترازو به سمت فناوریهای کمکربن ترجیح میدهند. نمونه بارز آن استاندارد سوخت کمکربن (LCFS) کالیفرنیا است - یک سیستم اعتباری که به سوختهایی که شدت کربن چرخه عمر (CI) کمتری نسبت به بنزین فسیلی یا دیزل دارند، پاداش میدهد. TPO ممکن است جایگاه خود را در اینجا پیدا کند. کالیفرنیا برای شرکت در این طرح، الزام نمیکند که سوخت ۱۰۰٪ تجدیدپذیر باشد - فقط به امتیاز کربن شما اهمیت میدهد.
TPO اتفاقاً امتیاز خوبی کسب میکند، زیرا تقریباً نیمی از کربن آن بیوژنیک (از لاستیک طبیعی) است که در محاسبات انتشار گازهای گلخانهای به عنوان کربن خنثی در نظر گرفته میشود و به سوختهای مبتنی بر TPO یک مزیت ذاتی CI نسبت به سوختهای فسیلی خالص میدهد. فرض کنید یک اپراتور پیرولیز بتواند (از طریق یک تجزیه و تحلیل دقیق چرخه عمر) نشان دهد که سوخت مبتنی بر روغن تایر آنها در مقایسه با دیزل نفتی، مثلاً 30٪ یا بیشتر، انتشار گازهای گلخانهای را در هر مگاژول کاهش میدهد. در این صورت، آنها میتوانند برای مسیر LCFS درخواست دهند. پس از تأیید، هر گالن سوخت مشتق شده از TPO که در کالیفرنیا فروخته میشود، اعتبار قابل معاملهای متناسب با CO₂ که از آن جلوگیری میکند، ایجاد میکند. با قیمتهای اعتباری فعلی، این میتواند یک جریان درآمد قابل توجه ایجاد کند، که اغلب تفاوت بین سود و زیان برای یک تولیدکننده سوخت نوظهور است. درهای LCFS کالیفرنیا به روی TPO باز است. اگرچه هنوز هیچ پروژه پیرولیز تایر برای صدور گواهینامه درخواست نکرده است، اما چارچوب نظارتی وجود دارد و CARB (سازمان تنظیم مقررات هوای کالیفرنیا) نسبت به روغنهای مشتق شده از زباله که میتوانند معیارهای پایداری را برآورده کنند، ابراز تمایل کرده است. اورگان و واشنگتن استانداردهای سوخت پاک مشابهی را در حال اجرا دارند و ایالتهایی مانند نیومکزیکو، نیویورک، ایلینوی و دیگران به طور فعال برنامههای خود را توسعه میدهند. در واقع، یک بازار ملی سوخت کمکربن در حال ظهور است. این بدان معناست که در آینده نزدیک، یک گالن گازوئیل حاصل از پیرولیز تایر میتواند نه تنها در کالیفرنیا، بلکه در دوازده ایالت یا بیشتر نیز اعتبار کسب کند - انگیزهای مضاعف برای شرکتهایی که تایرها را به سوخت تبدیل میکنند.
RFS فدرال: غول خفته برای TPO؟
در همین حال، استاندارد سوختهای تجدیدپذیر فدرال (RFS) - سیاستی که بازار عظیم سوختهای زیستی آمریکا را ایجاد کرد - به تدریج به سمت پذیرش TPO نیز پیش میرود. تا سال ۲۰۲۵، روغن مشتق شده از تایر هنوز به عنوان یک ماده اولیه مورد تایید RFS که توسط EPA اجرا میشود، شناخته نشده است.
برنامه RFS به طور سنتی بر سوختهای زیستی مشتق شده از محصولات کشاورزی تمرکز دارد، اما مقرراتی نیز برای سوختهای تولید شده از مواد زائد دارد. TPO در یک منطقه خاکستری قرار میگیرد: بخشی تجدیدپذیر (بخش لاستیک طبیعی) و بخشی فسیلی. برای اینکه یک شرکت بتواند از TPO اعتبار RFS (RIN) دریافت کند، باید از EPA درخواست یک مسیر سوخت جدید کند. در این درخواست، تولیدکننده باید دو چیز را ثابت کند: اول اینکه ماده اولیه با تعریف قانونی «زیست توده تجدیدپذیر» مطابقت دارد (در عمل، فقط بخش بیوژنیک لاستیکها محاسبه میشود)؛ و دوم اینکه سوخت حاصل به کاهش گازهای گلخانهای لازم دست مییابد (حداقل 20٪ کمتر از نفت، یا 50٪ اگر هدف آن دسته سودآورتر «سوخت زیستی پیشرفته» باشد). این یک مانع غیر بدیهی است - به دادههای دقیق نیاز دارد و ممکن است یک سال یا بیشتر برای تأیید EPA طول بکشد. هنوز هیچ کس آن را تأیید نکرده است، اما طبق گزارشها، چند توسعهدهنده روی آن کار میکنند و نشانههایی مبنی بر استقبال تنظیمکنندگان از سوختهای جدید مبتنی بر زباله، آنها را دلگرم کرده است.
اگر و زمانی که EPA چراغ سبز نشان دهد، میتواند یک لحظهی سرنوشتساز باشد: لاستیک طبیعی موجود در لاستیکها عملاً به مادهی اولیهای برای ساخت سوخت تجدیدپذیر پیشرفته تبدیل میشود (با کد D اختصاص داده شده توسط EPA و همه چیز). سپس تولیدکنندگان برای هر گالن سوخت مشتق شده از آن بخش بیوژنیک، اعتبار RIN دریافت میکنند که میتوانند آن را علاوه بر هرگونه اعتبار LCFS در سطح ایالتی، جمع کنند. بخش فسیلی روغن لاستیک، اگرچه واجد شرایط RIN نیست، اما همچنان به تولید انرژی کمک میکند - و اگر مفهوم سوخت کربنی بازیافتی اتحادیه اروپا در ایالات متحده رواج یابد، حتی آن بخش نیز ممکن است روزی نوعی اعتبار برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای دریافت کند. در حال حاضر، هدف اصلی روشن است: موافقت EPA را برای بخش تجدیدپذیر تضمین کنید و یک بازار ملی کاملاً جدید برای سوخت زیستی مبتنی بر لاستیک ایجاد شود.
چگونه قانون اتحادیه اروپا، چارچوب جدیدی برای روغن تایر-پیرولیز (TPO) وضع میکند؟
در اروپا، موضع نظارتی در مورد پیرولیز ELT به شدت تحت تأثیر تلاش گستردهتر این قاره برای اقتصاد چرخشی قرار گرفته است. قوانین مربوط به پسماند اتحادیه اروپا مرز مشخصی را ترسیم میکنند: اگر روغن مشتق شده از تایر به عنوان ماده اولیه در تولید محصولات جدید (مانند پلاستیک یا تایرهای جدید) استفاده شود، بازیافت محسوب میشود، اما اگر به عنوان سوخت سوزانده شود، صرفاً بازیابی انرژی در نظر گرفته میشود. این تعریف، که ریشه در دستورالعمل چارچوب پسماند اتحادیه اروپا دارد، به اپراتورهای پیرولیز انگیزه قوی میدهد تا روغنهای خود را به جای مستقیماً به کورهها، به زنجیرههای تأمین مواد شیمیایی هدایت کنند. به عبارت دیگر، یک کارخانه پیرولیز اروپایی که TPO را به یک پالایشگاه پتروشیمی میفروشد، در دستیابی به اهداف بازیافت نقش دارد. این ظرافت سیاستی، بسیاری از پروژههای پیرولیز تایر اروپایی را بر آن داشته است تا خروجی خود را به عنوان ماده اولیه برای مواد جدید به بازار عرضه کنند و با دیدگاه اتحادیه اروپا مبنی بر "بستن حلقه" منابع همسو باشند.
همزمان، سیاستهای انرژی و اقلیمی اروپا شروع به شناسایی پتانسیل سوختی روغن پیرولیز تایر کردهاند. طبق دستورالعمل انرژیهای تجدیدپذیر اتحادیه اروپا (RED)، در حال حاضر تنها بخش مشتقشده از زیستتوده روغن تایر (از لاستیک طبیعی، معمولاً ۳۸ تا ۵۵ درصد از محتوای تایر) به عنوان سوخت زیستی تجدیدپذیر واجد شرایط است. بخش بیوژنیک TPO میتواند در حال حاضر به اهداف پیشرفته سوخت زیستی در کشورهای اتحادیه اروپا کمک کند و مشوقهایی برای استفاده از آن در انرژی حمل و نقل ایجاد کند. بخش مشتقشده از فسیل روغن (از لاستیک مصنوعی و افزودنیها) تاکنون از اعتبارات انرژی تجدیدپذیر حذف شده است.
با این حال، اروپا اکنون در حال نهایی کردن قوانین پیشگامانه برای «سوختهای کربنی بازیافتی» (RCFs) است - دستهای در RED برای سوختهای مایع ساخته شده از زبالههای تجدیدناپذیر، مانند پلاستیک و لاستیک. طبق مفاد RCF آینده (که انتظار میرود تا سال 2026 اجرایی شود)، حتی بخش فسیلی روغن پیرولیز لاستیک (TPO) میتواند به دلیل سهم خود در کاهش گازهای گلخانهای، به رسمیت شناخته شود و اعتبار کسب کند، تا زمانی که معیارهای دقیق چرخه عمر و پایداری رعایت شود. در عمل، این بدان معناست که پالایشگاهی که از TPO به عنوان بخشی از خوراک خود استفاده میکند، میتواند به زودی مزایای عملکرد اقلیمی را برای کل دسته، نه فقط بخش بیوژنیک، هنگامی که سوخت در بخشهایی مانند هوانوردی یا حمل و نقل دریایی که کربنزدایی از آنها دشوار است، استفاده شود، مطالبه کند. این یک تغییر سیاست قابل توجه است: آنچه زمانی «نفت فسیلی» بود، ممکن است به زودی به عنوان یک سوخت بازیافتی سازگار با آب و هوا در اروپا تا حدودی مورد تقدیر قرار گیرد.
RTFO بریتانیا: مدلی برای مشوقهای هدفمند TPO
بریتانیا که دیگر ملزم به رعایت قوانین اتحادیه اروپا نیست، تلاشهای خود را برای استفاده از TPO جهت دستیابی به اهداف انرژی تجدیدپذیر خود تسریع کرده است. قانون الزام سوخت حمل و نقل تجدیدپذیر بریتانیا (RTFO) صراحتاً استفاده از سوختهای حاصل از زباله، از جمله ELTها، را برای دستیابی به اهداف اقلیمی تشویق میکند. نکته مهم این است که RTFO برای محتوای بیوژنیک سوختهای مشتق شده از ELT اعتبار قائل است (در حالی که بخش فسیلی را نادیده میگیرد). نتیجه، افزایش قیمت روغن پیرولیز تایر گواهیشده در بریتانیا است. این امر عملاً باعث رونق کوچکی شده است: چندین پروژه در حال آمادهسازی برای عرضه روغنهای مشتق شده از تایر به پالایشگاهها و توزیعکنندگان سوخت بریتانیا هستند و از این سیستم اعتباری بهره میبرند.
نتیجهگیری: از مسئولیت ضایعات تا دارایی گردشی
روغن پیرولیز مشتق شده از تایر دیگر یک دارایی بیاهمیت نظارتی نیست - بلکه در حال تبدیل شدن به یک دارایی شناخته شده در گذار به اقتصادهای کم کربن و چرخهای است. همزمان با نهایی شدن قوانین اتحادیه اروپا برای سوختهای کربنی بازیافتی و باز شدن ایالتها و برنامههای فدرال بیشتر ایالات متحده برای سوختهای کم کربن مشتق شده از زباله، TPO هم به عنوان یک منبع تجدیدپذیر و هم به عنوان یک ماده اولیه چرخهای، جایگاه خود را پیدا میکند. تعاریف دقیقتر و استانداردهای چرخه عمر، کلید باز کردن قفل مقیاس خواهند بود. اگر ذینفعان، سیاست، فناوری و قابلیت ردیابی را همسو کنند، TPO میتواند از حاشیه به جریان اصلی تغییر کند و شکاف بین کربنزدایی و بازیابی منابع را پر کند. در آن آینده، یک تایر فرسوده یک مسئولیت نیست؛ بلکه ماده اولیه انقلاب سوخت بعدی است.











